پلوئیدی

پلوئیدی

                                                               

                                       

پلوئیدی به شمار کپی های تعداد کروموزم ها اشاره می کند. تعداد سری های پایه کروموزم در یک موجود شماره مونوپلوئیدی نامیده می شود.( monoploid number ) پلوئیدی سلول ها در یک موجود می تواند تغییر کند. در سلول ها باید دی پلوئید باشند( که شامل یک سری کروموزم از هر والد می باشد ) با این وجود سلول های جنسی (اسپرم و تخمک) هاپلوئید هستند. در مقابل تتراپلوئیدی ( چهار سری کروموزم ) یک نوع پلی پلوئیدی معمولی در گونه های سالم گیاهی می باشد. یوپلوئیدی یا شماره یوپلوئیدی در یک سلول انسانی 46 است.

اقسام پلوئیدی:

1- هاپلوئید                                            5- آنیو پلوئیدی                  

  2- دی پلوئیدی                                      ۶- هاپلوئید استیشن 

  3- هاپلو دیپلوئیدی                                 7- پلوئید متغیر یا نامعین                                       

   ۴  - هاپلوئیدی                                                                    

                                         

 

 

هاپلوئیدی

هاپلوئید ( در یوناین به معنای ساده ) سلول هایی که یک کپی از هر کروموزم را حمل می کنند. اغلب قارچ ها و تعدادی از جلبک ها، موجودات هاپلوئیدی مانند جنس نر زنبورهای عسل، زنبورهای بی عسل و مورچه ها اغلب هاپلوئید هستند. برای موجوداتی که یک سری کروموزم دارند دوره مونوپلوئیدی به جای هاپلوئیدی می تواند به کار رود. گیاهان و دیگر جلبک ها بین یک دوره هاپلوئیدی و یک دوره دی پلوئیدی تغییر می کنند (البته با ارجحیت یک دوره بر دیگری) که تناوب نسل نامیده می شود. اغلب موجودات دیپلوئید سلول های جنسی هاپلوئید تولید می کنند. که می تواند با پیوستن به هم به شکل تخم دیپلوئید درآید. برای مثال جانوران عمدتاً دیپلوئیدنداما گامت هاپلوئید تولید می کنند.

دیپلوئید

سلول های دیپلوئید (در یونانی به معنای دو برابر) دو کپی (همولوگ) از کروموزم دارند( هر دو نوع کروموزم جنسی و غیر جنسی) معمولاً یک کپی از مادر و یک کپی از پدر. اغلب سلول های سوماتیک (پیکری) مجموعه موجودات دیپلوئید هستند.

هاپلودیپلوئیدی

یک هاپلودیپلوئید گونه ای است که یکی از دو جنس سلول های هاپلوئید و جنس دیگر سلول های دیپلوئید دارد. اغلب به طور معمول نرها هاپلوئید و ماده ها دیپلوئید هستند. در برخی گونه ها نرها از تخم های لقاح نیافته حاصل می شوند که این فرایند بکرزایی Arrhenotokous یا آرهنو توکی ساده نامیده می شود، که ماده ها از تخمک های لقاح یافته حاصل می شوند. اسپرم دومین سری کروموزم ها را در هنگام لقاح تاَمین می کند. هاپلو دیپلوئیدی در بسیاری از گونه های حشرات از دسته Hymenoptera به خصوص مورچه ها، زنبور عسل و زنبور وحشی وجود دارد. یک نتیجه هاپلودیپلوئیدی آنست که رابطه بین دو خواهر در آن از از دیپلوئیدی بیشتر است. این می تواند توضیحی بر گروه گرایی در این نوع حشرات باشد. به طوری که قدرت انتخاب خویشاوند را افزایش میدهد. این مطلب ثابت می کند که هاپلودیپلوئیدی هم چنین ارتباط خواهرها را با برادرها کاهش می دهد. و به صورت تئوری اثرات فوق را متعادل می سازد. در برخی گونه های Hymenoptera حشره کارگر اغلب توانایی دی پلوئید (و بنابراین ماده) زاده بارور را دارد. که تبدیل به ملکه می شود. دومین سری کروموزم از اسپرم نمی آید بلکه از یکی از سه جسم قطبی در طی آنافاز میوز 2 گرفته می شود. این مراحل بکرزایی ( تلی توکس Thelytkous  ) یا تلی توکوس ساده نامیده می شود.

هاپلوئید استیشن

( از کلمه یونانی به معنای ساده سازی) عبارت است از مراحل خلق یک سلول هاپلوئید از سلول دیپلوئید. این مرحله آزمایشگاهی است که در آن یک سلول طبیعی وادار می شود فقط بانیمی از کرموزم هایش که تنها یک سری می باشد زندگی کند. در پستانداران این سلول تحول یافته معادل اسپرم یا تخمک است. این یکی از مراحلی است که توسط محققان ژاپنی برای تولید موش های بی پدر (Kaguya ) به کار گرفته شد.

 

آنیوپلوئیدی

زمانی آنیوپلوئیدی بکار می رود که یک سلول شماره پلوئیدی غیر طبیعی یا نا صحیح داشته باشد. که این امر مشکلاتی را برای سلول ایجاد می کند. اغلب اشکال آنیوپلوئیدی در انسان کشنده است اما تریزومی ( سه کپی ) از کروموزم جنسی ( سندروم کلاین فلتر ) و کروموزم 21 ( نشانگان داون ) نسبتاً معمولی هستند. بعضی شکل های خرچنگ تعداد ناقص پلوئیدی دارند که موجب افزایش کروموزم می شود. (missgregation)

پلی پلوئیدی 

عبارت است از این که همه سلول ها، چندین جفت کروموزم بیش تر از سری پایه دارند. این ممکن است در برخی گونه ها وجود داشته باشد. و برای گونه هایی کشنده باشد. این اشکال آلو پلوئیدی نامیده می شوند ( اغلب مانند آمفی پلوئیدی یا آلو تترا پلوئیدی شناخته و معرفی می شوند) که در آن دو گونه جداگانه با هم هیبرید می شوند و بعداً کروموزم هایشان دو برابر می شود. مانند گندم نان پلی پلوئیدی معمولاً در گیاهان اتفاق می افتد ولی در جانوران به ندرت دیده می شود. اغلب در موجودات دیپلوئید ممکن است سلول های بدنی پلی پلوئیدی شوند که از مراحلی است که آندورپلیکاسیون نامیده می شود. که در این مراحل ژنوم دو برابر می شود بدون آنکه تقسیم میتوز اتفاق بیفتد.

پلی پلوئیدی متغییر یا نا معین

بسته به وضعیت رشد پروکاریوت ها از جمله باکتری ها ممکن است تعداد 1 الی 4 کپی از کروموزم داشته باشند. و آن تعداد به طور معمول کسری شامل بخشی از کروموزم که در زمان معین همانند سازی می کند می باشد. این بدان علت است که برخی از ارگانیسم ها به طور مداوم به چند شکل وجود دارد.         

 

تغییرات کتاب های درسی زیست شناسی متوسطه

تغیییرات کتب درسی زیست شناسی

در ادامه تغییرات کتاب های زیست شناسی متوسطه جهت اطلاع و استفاده به صورت لینک آورده ام 

ادامه نوشته

بارم امتحانات زیست شناسی مقطع متوسطه

بارم درس زیست شناسی

به منظور اطلاع و استفاده همکاران، دانش آموزان و اولیای محترم بارم امتحانات تمامی پایه های درس زیست شناسی را در ادامه  آورده ام 

ادامه نوشته

استتار حیوانات

 

استتار در حیوانات

 

       

 

 

         

 

بسیاری از جانداران برای زنده ماندن و ایمنی به یک وسیله دفاعی تکیه می کنند. یکی از این موارد رنگ پذیری حفاظتی است.

البته نمی توان منکر این مطلب شد که رنگ پذیری حفاظتی نمی تواند ایمنی کامل و قطعی ایجاد کند، اما همین اندازه که جانور بتواند میان رنگ های موجود در محیط چشم شکارچی و دشمن پنهان بماند، احتمال زنده ماندن بیشتر خواهد شد.

در این مبحث می خواهم در یک تقسیم بندی ساده شما را با سه نوع رنگ آمیزی آشنا سازم:

نوع اول: که به اصطلاح نوع نهان ساز نامیده می شود به این صورت است که پوست بدن جانور به صورتی رنگ آمیزی شده است و یا هنگام نیاز تغییر رنگ می دهد که جانور رنگ و منظره پیرامون خود را می گیرد. از این خاصیت، برخی از جانوران برای مخفی شدن و گریختن از خطر استفاده می کنند. و برخی برای استتار کردن تا بتوانند در اولین فرصت به طرف شکار خود حمله کنند.

راه راه بودن رنگ پوست یا لکه های نامنظمی که بر بدن بعضی از جانوران وجود دارد، موجب می شود که چشم سایر جانداران نتوانند جانور را به درستی تشخیص دهد.ماننند ببر و گور خر در میان نیزار و خال های بدن پلنگ در میان درختان و یا قورباغه سبز رنگ در میان علفزار

در تغییر رنگ فصلی نوعی نهان ساز مثال جالب نوعی راسوی شمال امریکا است. این حیوان به تناسب هر فصلی پوست تازه در می آورد و به اصطلاح لباس عوض می کند.وقتی که برف ها شروع به آب شدن می کنند موهای سیاه راسو کم کم نمایان می شود. در پاییز بدن راسو به تمامی قهوه ای می شود و در زمستان سفید می گردد.

سوسمارها و مارهایی که پوست بدن آنها خال خال یا راه راه یا لکه دار است، وقتی در شن و ماسه و خاک قرار می گیرند بندرت قابل رؤیت هستند. نوعی پروانه وجود دراد که درست به شکل برگ و حتی رنگ درخت است و حتی دارای نوعی رگه درست همانند رگه های روی برگ های درختان دارند. نوعی دیگر از پروانه ها به رنگ پوست درختان جنگلی هستند و روی درخت هایی لانه می سازند و تخم ریزی می کنند که با رنگ بدن آنها همسان باشد.

خرس قطبی با موهای کاملاً سفید خود در زمینه برف های قطبی، حتی از چشم شکارچیان ماهر و با تجربه نیز مخفی می ماند. این خرس ها اگر به حرکت در نیایند و یا اثری از ردپای خود روی برف ها باقی نگذارند، به راحتی میان برف ها پنهان می شوند و از گزند شکارچیان در امان می مانند.

نوعی مارمولک وجود دارد که می تواند به سرعت خود را به رنگ محیطی که در آن قرار گرفته در بیاورد.

رنگ پوست بعضی از جانوران بر حسب زمینه های مختلف تغییر می یابد. برای مثال سطح فوقانی بدن جانور تیره تر از سطح زیرین آن می شود و با این کار، از دور به نظر می رسد که ضخامتی بسیار کمتر از ضخامت واقعی خود دارد. تفاوت رنگ پوست در سطح فوقانی و سطح زیرین بدن بعضی از پرندگان و ماهی ها سبب می شود که چون از پایین به آنها نگاه می کنند با روشنایی موجود رد سطح فوقانی آب یا رنگ روشن آسمان یکسان دیده شوند، و اگر از بالا به آنها نگاه کنند با کف دریا یا زمین یکدست به نظر آیند و همین مسئله باعث حفظ جان موجود در بسیاری از موارد خواهد بود.

) مجله دانشمند سال ۸۴ (        

تحریک ریتمیک قلب

                                                           

                                             ( من عرف نفسه فقد عرف ربه )                                     

                                   

 

قلب یک اندام تخصص یافته و مجهز است که می تواند ایمپالس الکتریکی ( تحریکات الکتریکی ) ایجاد کرده و این تحریکات را به سراسر قلب به شیوه ای کاملاً دقیق و منظم و با سرعتهای متفاوت هدایت نماید.

قلب باید به گونه ای تحریکات الکتریکی ایجاد نماید که:

 

1- تولید ایمپالس، تنها در مناطق ویژه ای از قلب صورت گیرد.

2- مانع از ایجاد تحریکات الکتریکی در سایر نقاط قلب باشد.

3- هدایت امواج الکتریکی و انتقال آن به گونه ای باشد که دهلیزها را قبل از بطن ها به انقباض درآورد.

4- مانع از هدایت سریع تحریکات از دهلیز به بطن باشد. زیرا در غیر این صورت دهلیز و بطن با هم و یا با اختلاف ناچیز از نظر زمانی منقبض می شوند. و در این صورت بطن ها فرصت کافی برای پر شدن نمی یابند.

5- مانع از بازگشت تحریکات الکتریکی از بطن ها به دهلیز ها شوند.

6- سرعت انتقال تحریکات به گونه ای باشد که دهلیز ها همزمان با هم و بطن ها نیز همزمان با هم منقبض شوند.

 

قلب تا زمانیکه اولین تحریکات الکتریکی را دریافت نکند، قادر به پمپ کردن خون نمی باشد.

تولید و انتقال ایمپالس الکتریکی به :

1- اتوماتیسیته Automaticity : توانایی در تولید خودبخودی یک سلول در تولید ایمپالس

 

2- تحریک پذیری  Excitability : ناشی از جابجایی یونها در دو سوی غشای سلولی و همچنین نحوه پاسخ یک سلول به تحریکات الکتریکی اشاره دارد.

 

3- هدایت پذیری  Conductivity:  توانایی یک سلول در انتقال یک ایمپالس عصبی به سلول دیگر قلبی. انتقال ایمپالس قلبی موجب پیدایش سیکل های دپلاریزاسیون – رپلاریزاسیون در سلولهای قلب می شود.

این وظایف ویژگی: عضلات قلب، سیستم هدایتی و شبکه هادی قلب می باشد که در اینجا به بحث درباره آنها می پردازیم.

قلب از سه نوع عضله اصلی تشکیل شده است: عضله دهلیزی – عضله بطنی و فیبرهای عضلانی ویژه تحریک و هدایت ایمپالس ها

از سوی دیگر فیبرهای ویژه تحریک و هدایت، انقباضی بسیار ضعیف دارند. زیرا فیبریل های انقباضی آنها بسیار کم است. در عوض دارای ریتم منظم و درجات مختلفی از قدرت هدایت هستند و بعنوان یک دستگاه محرک برای قلب عمل می کنند.

همانطور که می دانید. فیبرهای عضله قلب در یک شبکه منظم شده اند به طوری که فیبرها تقسیم می شوند و سپس به هم می پیوندند سپس مجدداً منشعب می شوند.

              

عصب قلب به عنوان یک سن سیسیوم  نواحی تیره ای که فیبرهای عضلانی قلب را قطع می کنند، صفحات در هم رونده نام دارند این صفحات محل اتصال غشای دو سلول عضلانی مجاور هستند. به عبارت دیگر فیبرهای عضله قلب از سلولهای جداگانه و متعددی تشکیل شده اند که در امتداد هم قرار دارند. مقاومت الکتریکی در صفحات در هم رونده تنها   1  مقاومت در بیرون از                                                                                         

                                                                              400

غشای فیبر عضلانی قلب است. زیرا غشاهای دو سلول در این محل به هم می چسبند و اتصالات نفوذپذیری به نام اتصالات شکافی ایجاد می کنند که امکان انتشار نسبتاً آزاد یونها را فراهم می سازد. بنابر این یونها به آسانی در طول محور فیبرهای عضلانی حرکت می کنند و پتانسیل های عمل با عبور از صفحات درهم رونده و با تأخیری اندک از یک سلول عضلانی به سلول دیگر منتقل می شود. بنابر این عضله قلب از یک سن سیسیوم با تعدا زیادی سلول عضلانی تشکیل شده است. که در آن سلولهای قلبی چنان با هم مرتبطند که در صورت تحریک یکی از آنها، پتانسیل عمل به بقیه سلول ها هم منتشر می شود. و در نهایت در سراسر شبکه پخش می شود.  

قلب از دو سن سیسیوم مجزا تشکیل شده است: سن سیسیوم دهلیزی که جدار دو دهلیز را می سازد، و سن سیسیوم بطنی که جدار دو بطن را می سازد. یک بافت فیبری که در پیرامون  دریچه های دهلیزی بطنی قرار دارد، دهلیزها را از بطنها جدا می سازد. و پتانسیل عمل تنها از یک دستگاه هدایتی ویژه موسوم به باندل ( دسته ) دهلیزی بطنی که چند میلیمتر قطر دارد از سنسیسیوم دهلیز به سن سیسیوم بطن هدایت می شود. ( توضیح آن در ادامه می آید )

تقسیم قلب به دو سیسیوم مجزا به دهلیز ها این امکان را می دهد تا مدت کوتاهی پیش از بطن ها منقبض شوند. این امر در کارایی پمپ قلب حائز اهمیت است.   

پتانسیل عمل در عضله قلبی:

انقباض عضلات دهلیزی و بطنی مشابه عضلات مخطط است با این تفاوت که طول مدت انقباض در عضله قلبی بسیار طولانی تر است. علت آن هم اینست که عضلات دهلیز و بطن علاوه بر کانالهای سدیم و کانالهای پتاسیم دارای کانال کند سدیم- پتاسیم نیز می باشد.

برای ایجاد پتانسیل عمل، کانالهای سریع سدیمی به مدت چند ده هزارم ثانیه باز می شوند و یون سدیم به سرعت وارد فیبر عضله قلبی می شود و موجب شروع پتانسیل عمل با یک خیز بسیار سریع می گردند ( پتانسل نیزه ای ) سپس کانالهای کند کلسیم- پتاسیم بطور آهسته و به مدت چند دهم ثانیه باز می شوند و همزمان دو یون سدیم و پتاسیم، وارد عضله می شود که این امر باعث به وجود آمدن کفه پتانسیل عمل می شود. ( این فرایند که در عضله اسکلتی وجود ندارد و باعث افزایش مدت انقباض در عضله قلبی می شود. ) در نهایت با افزایش باز شدن کانالهای پتاسیم و انتشار مقادیر زیاد یون پتاسیم به بیرون از فیبر، پتانسیل غشا به حال استراحت باز می گردد. این وضعیت در گره سینوسی دهلیزی و گره بطنی دیده شده است. علاوه بر این گروهی از پاسخهای سریع نیز وجود دارد که در سلولهای قلبی ( دهلیزی – بطنی – هدایتی ) وجود دارد. که در این گروه اختلاف پتانسیل منفی بوده و در حدود mv 90- ات. در حالیکه در پاسخ آهسته mv 60- است.     

 

دستگاه ویژه و هدایت در قلب

شکل پایین، اجزای تشکیل دهنده سیستم هدایتی قلب ( Conduction systetem ) را نشان میدهد.

  

                                        

 

این دستگاه شامل اجزای زیر است:

 1- گره سینوسی (Sinoatrial node ) : که ایمپالسهای منظم و طبیعی تولید می کند.

2- راههای بین گرهی: شامل سه نوع راه ( مسیرهای بین گرهی قدامی، میانی و خلفی ) می باشد. که نقش آنها هدایت ایمپالس از گره سینوسی به گره دهلیزی- بطنی می باشد. و دیگری دسته باخمن که موج تحریک را به دهلیز چپ انتقال می دهد.

3- گره دهلیزی- بطنی ( atrioventricular node ): که ایمپالس رسیده از دهلیزها را پیش از انتقال به بطن ها با تأخیر مواجه می سازد.

4- دسته هیس یا باندل A – V  : که ایمپالس را از دهلیزها به بطن ها هدایت می کند.

5- شاخه های راست و چپ فیبرهای پورکنژ: که ایمپالس قلبی رابه تمامی قسمتهای بطن ها می رسانند.

 

                   

اینک به شرح اجزای سیستم هدایتی قلب می پردازیم.

گره سینوسی (Sinus node ):

گره سینوسی یک نوار کوچک و مسطح از یک عضله تخصص یافته است که محل آن در جدار قدامی فوقانی دهلیز راست در محل اتصال بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد. تقریباً فاقد فیلامانهای انقباضی است. فیبرهای سینوسی در ادامه فیبرهای دهلیز قرار دارند و پتانسیل عمل ایجاد شده در گره سینوسی را بلافاصله به دهلیزها منتشر می کند.

بسیاری از فیبرهای قلب دارای قابلیت خودتحریکی هستند. خود تحریکی روندی است که می تواند موجب تخلیه الکتریکی و انقباض ریتمیک خودکار شود. این قاعده در مورد فیبرهای دستگاه تخصص یافته هدایتی قلب صدق می کند. و در این میان گره سینوسی بیشترین خاصیت خود تحریکی را داراست. بهمین دلیل است که پیشاهنگ وضربان ساز pace maker  اصلی قلب است. و می تواند، بین 60 تا 100 ضربان در دقیقه تولید کند.

مکانیسم ریتمیتیسه گره سینوسی:

این شکل پتانسیل عمل ثبت شده از یک فیبر گره سینوسی را در سه ضربان متوالی نشان می دهد. پتانسیل عمل یک فیبر منفرد عضله بطن نیز جهت مقایسه در سمت راست نشان داده شده است.

 

 

پتانسیل منفی غشا بین هر تخلیه الکتریکی در فیبر گره سینوسی 55 –  تا 60 -  میلی ولت است. در حالیکه در مورد فیبر بطنی 85 -  تا  90 -  میلی ولت می باشد. علت این کاهش بار منفی آن است که غشای سلولی فیبرهای سینوسی ذاتاً نسبت به یون سدیم نفوذپذیر است.

غشای فیبرهای گره سینوسی در حالت استراحت دارای پتانسیلی است که بسیار کمتر منفی می باشد ( MV 55 - ) و همین باعث ایجاد اختلال در عملکرد کانال سریع سدیمی شده و آن را غیر فعال می سازد. لذا تنها کانالهای کند سدیم- کلسیم می توانند باز شوند و پتانسیل عمل را ایجاد کنند. بنابر این پتانسیل عمل فیبرهای گره سینوسی کندتر از پتانسیل عمل عضله بطن ایجاد می شود و به جای بازگشت ناگهانی به حالت استراحت، با روندی آهسته تر به پتانسیل استراحت باز میگردد.

خود تحریکی ( اتوماتیسیته ) فیبرهای گره سینوسی

یونهای سدیم در حالت طبیعی بدرون فیبرهای گره سینوسی نشت می کنند زیرا هم غلظت یون سدیم در مایع خارج سلولی زیاد است و هم بار الکتریکی درون فیبر منفی است. ضمناً فیبرهای گره سینوسی در حالت استراحت دارای تعدا نسبتاً زیادی کانال باز برای یون سدیم هستند. بنابر این ورود یونهای مثبت سدیم باعث می شود پتانیسل استراحت در فاصله هر دو ضربان به تدریج بالا رود. هنگامیکه پتانسیل غشا به آستانه ولتاژ ( حدوداً 40 -  میلی ولت ) برسد. کانالهای کلسیم – سدیم فعال می شوند و هر یون هر دو یون کلسیم و سدیم به سرعت وارد فیبر می شوند و پتانسیل عمل را بوجود می آورند. بنابر این اصولاً نفوذپذیری ذاتی فیبرهای گره سینوسی نسبت به سدیم به آنها خاصیت خود تحریکی می بخشد.

دو واقعه ای که در جریان پتانسیل عمل روی می دهد مانع از دپلاریزه ماندن پیوسته فیبرهای گره سینوسی می شود: اول کانالهای کلسیم – سدیم ظرف حدود 100 تا 150 هزارم ثانیه پس از باز شدن غیر فعال می گردند. ( بسته می شوند ) دوم اینکه تقریباً در همان زمان تعداد نسبتاً زیادی از کانالهای پتاسیم باز می شوند. بدین ترتیب با توقف ورود یونهای کلسیم و سدیم توسط کانالهای کلسیم – سدیم، مقادیر زیادی یون مثبت پتاسیم به بیرون از فیبر منتشر می شود و به پتانسیل عمل خاتمه می دهد. ( رپلاریزاسیون ) ضمناً کانالهای پتاسیم به مدت چند دهم ثانیه دیگر هم باز می مانند و مقدار بیشتری از یون مثبت پتاسیم را خارج می کنند. بطوریکه بار منفی درون فیبر بطور موقت بیش از حد معمول می گردد. ( هیپرپلاریزاسیون )

 در خاتمه، پتانسیل عمل، پتانسیل استراحت غشا را در آغاز بین 55 -  تا 60 -  میلی ولت پایین می برد. ظرف دهم ثانیه پس از پایان پتانسیل عمل، کانالهای پتاسیم شرع به بسته شدن می کنند و حالت هیپرپلاریزاسیون از بین رفته و نشت سدیم به داخل بر خروج پتاسیم غالب می شود. و پتانسیل استراحت رو به بالا می رود. تا اینکه در حدود 40 -  میلی ولت به آستانه تخلیه الکتریکی برسد.

خود تحریکی، بازگشت از پتانسیل عمل، هیپرپلاریزاسیون پس از پتانسیل عمل، حرکت پتانسیل استراحت رو به بالا و تحریک مجدد برای شروع جرخه ای دیگر . روندی است که در سراسر عمر انسان بطور پیوسته در گره سینوسی ادامه می یابد.

 

مسیرهای بین گرهی و هدایت ایمپالس قلبی در دهلیزها

انتهای فیبرهای گره سینوسی به فیبرهای پیرامونی عضله دهلیزی می پیوندد و پتانسیل عمل ایجاد شده را به این فیبرها منتقل می کند. بدین ترتیب پتانسیل عمل در تمامی توده عضلانی دهلیز منتشر می شود و نهایتاً به گره  A _ V  می رسد.سرعت هدایت در عضله دهلیزی قلب m/s  3/0 است. ولی هدایت در مسیرهای بین گرهی، قدامی، میانی و خلفی که دیواره های دهلیزی را دور می زنند و به گره  A _ V  ختم می شوند. ضربان از طریق این این مسیرهابه سرتاسر دهلیز راست منتقل می شود و در نهایت به گره دهلیزی بطنی ختم می شود. و همچنین باندل یا دسته باخمن که به دهلیز چپ می رود، سریعتر و حدود m/s 1 است. در این دسته ها تعدادی فیبر تخصص یافته هدایتی با عضله دهلیز در هم آمیخته ( این فیبرها شبیه فیبرهای هدایتی بسیار سریع پورکنژ در بطن ها هستند. ) در نهایت ایمپالس در حدود m/s  03/0  پس از شروع در گره سینوسی به گره A _ V  می رسد.

 

 

گره A _ V  و تأخیر در هدایت ایمپالس از دهلیزها به بطن ها

دستگاه هدایتی چنان سازمان یافته است که ایمپالس قلبی با سرعت زیاد از دهلیزها به بطنها نمی رسد. بدین ترتیب دهلیزها فرصت می یابند محتویات خود را پیش از شروع انقباض بطن ها به آنها تخلیه کنند. این کار به بطن ها اجازه می دهد که در هنگام انقباض دهلیزی کاملاً پرخون شود. و نیز فرصت مناسبی برای عضلات قلب است تا با حداکثر کشش، برون ده قلبی مؤثری را ایجاد نمایند. گره A _ V  و فیبرهای هدایتی مجاور آن ( دسته هیس ) مسؤل اصلی تأخیر در انتقال ایمپالس قلبی از دهلیزها به بطن ها هستند.

 

گره دهلیزی بطنی

این گره در دیواره خلفی ( سپتوم ) بطن راست، درست در پشت دریچه سه لتی و مجاور دهانه سینوسی کرونر قرار دارد. ( این بافت خود فاقد پیس میکر یا ضربان ساز می باشد ولی بافتی که این گره را محصور کرده است محتوی سلولهای پیس میکر میباشد و قادر است 40 تا 60 ضربان در دقیقه  ایجاد کند. ) ایمپالس قلبی 3/0 ثانیه پس از شروع در گره سینوسی با گذر از مسیر بین گرهی به گره دهلیزی بطنی می رسد در آنجا به مدت  09/0 ثانیه دیگر در خود گره A _ V  دچار تأخیر می شود تا به بخش نافذ باندل AV ( دسته هیس ) برسد. این قسمت از باندل  A  V که از دسته های متعدد کوچک تشکیل شده است و از بافت حایل بین دهلیزها و بطن ها می گذرد. عبور ایمپالس را با   04/0 ثانیه تأخیر بیشتر مواجه می کند.

بنابر این کل تأخیر در گره A _ V  و دستگاه باندل A _ V  نزدیک به 013/0 ثانیه است که با توجه به 03/0 ثانیه تأخیر در هدایت اولیه از گره سینوسی به گره A _ V ، مجموع تأخیرها 016/0 می شود. البته حدود یک چهارم این تأخیر زمانی در فیبر بینابینی transitional fibers صورت می گیرد. این فیبرهای بسیار کوچک، فیبرهای مسیرهای بین گرهی دهلیز را به گره A _ V  مرتبط می سازند. و سرعت هدایت این فیبرها کم و در حدود 02/0 تا 05/0 متر در ثانیه است.

سپس ایمپالس وارد خود گره A _V  می شود که سرعت هدایت در آن فقط  m/s 05/0 است که حدود یک هشتم سرعت هدایت در عضله طبیعی قلب می باشد. سرعت بخش نافذ باندلA _ V    

نیز تقریباً تا همین اندازه کم است.

 

علت کندی هدایت ؟

اول اینکه اندازه فیبرهای بینابینی، گرهی و نافذ باندل A _V  بسیار کوچکتر از فیبرهای عضله طبیعی دهلیز است.

و دلیل دوم آنست که پتانسیل استراحت در غشای تمام این فیبرها بسیار منفی تر از پتانسیل طبیعی استراحت در سایر عضلات قلب است.

دلیل دیگر: تعداد اتصالات شکافی بین فیبرهای متوالی در مسیرهای هدایتی بسیار کم است. و در نتیجه هدایت یونهای تحریک کننده از فیبری به فیبر بعدی با مقاومت زیاد روبرو است.

بنابر این به علت ولتاژ کم محرک یونها و نیز مقاومت زیاد در برابر حرکت یونها، تحریک فیبرهای متوالی به کندی صورت می گیرد.

 

تصویری که در این صفحه مشاهده می کنید، ساختمان گره A _V  را نشان می دهد. اعداد روی شکل نمایانگر فاصله زمانی طی شده از شروع ایمپالس در گره سینوسی است.   

 

                                     

 

 

هدایت در دستگاه پورکنژ

فیبرهای پورکنژ از گره A _V شروع می شوند و از طریق باندل A _V  به بطن ها می روند. تارهای انتهایی فیبرهای پورکنژ تا زیر آندوکاردیوم فضای هر دو بطن گسترش می یابد. لذا دپولاریزاسیون بطن در این لایه آغاز و بطرف سطح خارجی ( اپیکاردیوم ) بطن ها ادامه می یابد. فیبرهای پورکنژ دقیقاً در زیر لایه آندوکاردیوم منشعب می شوند ولی در واقع به داخل میوکارد نفوذ نمی کنند. ویژگی عملی این فیبرها مخالف با ویژگی فیبرهای گره A _V است. مگر در بخش ابتدایی آنها که به درون سد فیبری دهلیزی بطنی نفوذ می کند ( نگاهی تصویر صفحه قبل بیندازید ) این فیبرها بسیار بزرگ هستند حتی بزرگتر از فیبرهای عضلانی طبیعی بطن. و پتانسیل عمل را با سرعت 5/1 تا 4 متر در ثانیه منتقل می کنند.که تقریباً 6 برابر سرعت معمول عضله قلب و 150 برابر سرعت برخی از فیبرهای بینابینی است. بطوریکه فاصله زمانی تحریک اولین و آخرین فیبر عضله بطن تنها 06/0 ثانیه است. این سرعت بسیار زیاد به ایمپالس قلبی اجازه می دهد تا تقریباً بلافاصله به تمامی سیستم بطنی برسد. و تمام قسمتهای عضله هر دو بطن تقریباً بطور همزمان منقبض می شوند. 

اعتقاد بر اینست که انتقال بسیار سریع پتانسیل عمل از طریق فیبرهای پورکنژ به علت نفوذپذیری زیاد اتصالات شکافی صفحات درهم رونده است که بین سلول های متوالی فیبرهای پورکنژ قرار دارد. یونها به آسانی در این صفحات از سلولی به سلول دیگر منتقل می شوند. و بدین ترتیب سرعت انتقال زیاد می شود.

اگر ایمپالس قلبی به کندی در عضله بطن حرکت می کرد، بخش بزرگی از عضله بطنی پیش از انقباض سایر قسمتها منقبض می شد و کارایی پمپ قلب تا حدود زیادی کاهش می یافت.

همچنین این فیبرهای پورکنژ میوفیبریل بسیار ناچیزی دارند و در نتیجه در خلال انتقال ایمپالس دچار انقباض بسیار ضعیف می شوند.

بطور خلاصه: بعد از هدایت ایمپالس به دسته دهلیزی- بطنی، پیام به سرعت از طریق فیبرهای پورکنژ به سطح آندوکاردی بطن ها انتشار می یابد و آنگاه ایمپالس به آهستگی از طریق عضله بطنی به  سطوح اپیکاردی قلب انتقال می یابد. 

هدایت یک طرفه از طریق باندل A _V 

یکی از ویژگیهای باندل A _V آنست که جز در شرایط غیر عادی نمی تواند پتانسیل عمل را از بطن ها به دهلیزها بازگرداند. لذا از ورود مجدد ایمپالس های قلب از این راه از بطن ها به دهلیزها جلوگیری می شود.

یک سد فیبری پیوسته که قسمتی از آن را در شکل قبل مشاهده می کنید، و دریچه های میترال و سه لختی را نیز شامل می شود، عضله دهلیز را از عضله بطن جدا می سازد. این سد در حالت طبیعی از عبور ایمپالس قلبی بین دهلیزها و بطن ها از راهی غیر از باندل A _V  که رو به جلو هدایت می کند، جلوگیری می نماید.

باندل نافذ A _V  بافت فیبری دهلیزی را سوراخ می کند و سپس در قسمت دیستال آن به فاصله 5 تا 15 میلی متر در دیواره بین بطنی به سمت نوک قلب پیش می رود. سپس به دو شاخه باندلی راست و چپ تقسیم می شود که شاخه راست به طرف سپتوم بین بطنی راست کشیده می شود و شاخه چپ به دو دسته یا فاسیکل ( FASCICLE   ) تقسیم می شود. دسته قدامی چپ به بطن چپ و دسته خلفی به قسمت جانبی و خلفی چپ می رود.

فیبرهای انتهایی پورکنژ در ثلث آخر مسیر خود به درون توده عضلانی نفوذ می کنند و سپس در امتداد فیبرهای عضله قلب قرار می گیرند.

مدت زمان بین ورود ایمپالس قلبی به شاخه های باندلی تا رسیدن آن به انتهای فیبرهای پورکنژ بطور متوسط تنها 03/0 ثانیه است. لذا ایمپالس قلبی تقریباً به محض ورود به دستگاه پورکنژ در تمام سطح آندوکاردی عضله بطن پخش می شود. بدین ترتیب تمام قسمتهای عضله هر دو بطن همزمان شروع به انقباض می کنند. ولی اگر ایمپالس قلبی به کندی در عضله بطن حرکت می کرد، بخش بزرگی از عضله بطنی پیش از انقباض سایر قسمتها منقبض می شد و کارایی پمپ قلب تا حدود زیادی کاهش پیدا می کرد.

 

هدایت ایمپالس قلبی در عضله بطن

ایمپالس قلبی پس از رسیدن به انتهای فیبرهای پورکنژ از طریق خود فیبرهای عضلانی به توده عضلانی بطن منتقل می شود. سرعت انتقال در حدود 3/0تا 5/0 متر در ثانیه است.  عضله قلب به صورت یک مارپیچ مضاعف که بین لایه های آن تیغه های فیبری قرار دارد. به دور قلب پیچیده است. بنابر این ایمپالس قلبی لزوماً بطور مستقیم بسوی سطح خارجی قلب نمی رود، بلکه بطور زاویه دار و در طول مسیری مارپیچ به سطح قلب می رسد. بهمین دلیل هدایت ایمپالس از سطح آندوکاردی بطن به سطح اپیکاردی آن به حدود 03/0 ثانیه زمان اضافه نیاز دارد. یعنی زمانی برابر با مدت زمان در کل دستگاه پورکنژ، لذا زمان کل هدایت ایمپالس از شاخه های باندلی اولیه به آخرین فیبرهای عضلانی بطن در قلب طبیعی حدود 06/0 ثانیه است. 

 

کنترل تحریک و هدایت در قلب

گره سینوسی به عنوان ضربان ساز قلب

ایمپالس در حالت معمول از گره سینوسی شروع میشود. البته در شرایط غیر طبیعی سایر قسمتهای قلب ( فیبرهای گره A _V و فیبرهای پورکنژ ) می توانند به طریقی مشابه فیبرهای گره سینوسی، به طور ریتمیک منقبض شده و تحریکات الکتریکی ایجاد کنند.

فیبرهای گره A _V  می توانند با سرعت ذاتی 40 تا 60 بار در دقیقه و فیبرهای پورکنژ، در حدود 15 تا 40 بار در دقیقه دچار تخلیه الکتریکی شوند.

در حالت طبیعی چون سرعت تخلیه الکتریکی در گره سینوسی بیش از سرعت تخلیه در گره A V     

یا فیبرهای پورکنژ است، لذا گره سینوسی ریتم قلب را کنترل می کند. هر بار که گره سینوسی دچار تخلیه الکتریکی می شود، ایمپالس آن به گره A _V و فیبرهای پورکنژ هدایت می شود. آنگاه پتانسیل عمل در این بافتها و نیز گره سینوسی تمام شده و هیپرپلاریزه می شوند. اما گره سینوسی بسیار سریعتر از هر یک از دو بافت مذکور هیپرپلاریزاسیون خود را از دست می دهد و پیش از آنکه هر یک از آنها به آستانه خودتحریکی برسد، یک ایمپالس تازه صادر می کند. لذا گره سینوسی ضربان قلب را کنترل می کند و چون سرعت تخلیه ریتمیک آن بیش از هر نقطه دیگر قلب است، ضربان ساز یا pacemaker طبیعی قلب است.

 

ضربانسازهای غیر طبیعی ضربانسازهای نابجا

گاهی قسمتی دیگر از قلب دچار تخلیه ریتمیک سریعتر نسبت به گره سینوسی می شود. این حالت غالباً در اختلال عمل گره  A _V یا فیبرهای پورکنژ اتفاق می افتد. در شرایطی نادرتر ممکن است نقطه ای از عضله دهلیز یا بطن به شدت تحریک پذیر شود و ضربان ساز گردد.

اگر ضربانساز در جایی غیر از گره سینوسی باشد به آن ضربانساز نابجا ( اکتوپیک ) می گویند.که باعث انقباضی غیر طبیعی در در قسمتهای مختلف قلب می شود و توان پمپ قلب را تا حدود زیادی کاهش می دهد. کی دیگر از علل تغییر ضربانساز عبارت است از مسدود شدن انتقال ایمپالس از گره سینوسی به سایر قسمتهای قلب. ضربان ساز جدید بیشتر در گره A _V یا بخش نافذ باندل A _V در راه رسیدن به بطن ها به وجود می آید. در این شرایط ایمپالس ایجاد شده در گره سینوسی- دهلیزی نمی تواند از مسیر ویژه خود منتقل شود. ضربان سازهای نابجا چند ثانیه پس از توقف ایمپالس از گره سینوسی- دهلیزی شروع به ایجاد ایمپالس با آهنگی کندتر از گره پیشاهنگ می نمایند. در نتیجه دهلیزها با سرعت طبیعی ولی بطن ها با سرعتی بین 15 تا 40 در دقیقه منقبض می شوند

کنترل بوسیله سیستم عصبی خودمختار

عصب پاراسمپاتیک (واگ ):

اعصاب پاراسمپاتیک بطور عمده در گرههای سینوسی و گره دهلیزی- بطنی پخش می شوند. و به میزان کمتر به عضله دهلیزی می روند. و به میزان کمتر از آن نیز در عضله بطن پخش می شوند.

تحریک اعصاب پاراسمپاتیک موجب ازاد شدن هورمون استیل کولین می شود. این هورمون دو تأثیر عمده بر روی قلب دارد: اول اینکه سرعت ریتم گره سینوسی را کم می کند، و دوم اینکه تحریک پذیری فیبرهای پیوستگاه دهلیزی- بطنی را که بین عضله دهلیز و گره A _V  قرار گرفته اند را کم می کند. و به این ترتیب هدایت ایمپالس به بطن ها را کند می سازد.

تحریک شدید واگها می تواند انقباض ریتمیک گره سینوسی را کاملاً متوقف کند یا هدایت ایمپالس از پیوستگاه   A _V را دچار بلوک نماید. در هر حال ایمپالس به بطن ها نمی رسد. و ضربان بطن به مدت 5 تا 20 ثانیه متوقف می شود، ولی سپس نقطه ای از فیبرهای پورکنژ، که معمولاً بخشی از باندل A _Vدر دیواره بطن است، ریتمی از خود ایجاد می کند و موجب انقباض بطن با سرعت 15 تا 40 ضربه در دقیقه می شود. به این پدیده فرار بطنی می گویند.

مکانیسم تأثیرات واگ:

استیل کولین آزاد شده از پایانه های عصب واگ، نفوذپذیری غشای فیبرها به پتاسیم را افزایش می دهد. بدین ترتیب پتاسیم به سرعت به بیرون از فیبرهای هدایتی نشت می کند. این کار موجب افزایش بار منفی درون فیبرها، یعنی هیپرپلاریزاسیون می شود، این امر تحریک پذیری بافت را کاهش می دهد. هیپرپلاریزاسیون در گره سینوسی پتانسیل استراحت غشا را از مقدار معمول خود منفی تر می سازد ( حدود 65- تا 75- ) بنابر این زمان بیشتری طول می کشد تا با  نشت سدیم به درون فیبر، پتانسل استراحت غشای آن  تا آستانه تحریک بالا برود. بدیهی است که این امر از سرعت ریتم فیبرهای گره ای می کاهد. اگر تحریک با واگ به حد کافی قوی باشد، ممکن است خودتحریکی ریتمیک این گره کاملاً متوقف شود.

هیپرپلاریزاسیون در گره  A _V باعث می شود فیبرهای ظریف پیوستگاهی که در خلال پتانسیل عمل جریانهای الکتریکی بسیار کوچکی تولید می کنند، به سختی فیبرهای گره A _V را تحریک کنند. بنابراین عامل اطمینان برای هدایت ایمپالس قلبی از طریق فیبرهای پیوستگاهی به فیبرهای گره A _Vکم می شود. هیپرپلاریزاسیون متوسط تنها موجب تأخیر در هدایت ایمپالس می شود، اما هیپرپلاریزاسیون شدید  ( و طبعاً کاهش عامل اطمینان به کمتر از یک ) موجب توقف کامل هدایت می شود. زیرا پتانسیل عمل فیبر به حدی کم می شود که نمی تواند در قسمت بعدی فیبر موجب پیدایش پتانسیل عمل شود.      

 

عصب سمپاتیک:

تحریک سمپاتیک تأثیراتی دقیقاً مخالف با اثر پاراسمپاتیک دارد.

1 -  تخلیه الکتریکی گره سینوسی را تسریع می کند.

2 -  سرعت هدایت و نیز تحریک پذیری تمام قسمتهای قلب را افزایش می دهد.

3 – قدرت انقباض تمام قلب ( دهلیز و بطن ) را افزایش می دهد.

بطور خلاصه تحریک با سمپاتیک فعالیت کلی قلب را افزایش می دهد. حداکثر تحریک سمپاتیک  سرعت ضربان قلب را تقریباً به سه برابر و قدرت انقباض آن را تا دو برابر افزایش می دهد.

 مکانیسم تأثیرات سمپاتیک:

تحریک اعصاب سمپاتیک  موجب آزادی هورمون نوراپی نفرین از پایانه های آنها می شود. نوراپی نفرین نفوذپذیری غشای فیبر به سدیم و کلسیم را زیاد می کند.این امر موجب مثبت تر شدن پتانسیل استراحت و تسریع در رسیدن پتانسیل غشا به آستانه خودتحریکی می شود. بدیهی است هر دو تأثیر فوق موجب تسریع در شروع خودتحریکی می شوند و بدین ترتیب ضربان قلب را تند می کنند.

افزایش نفوذپذیری به سدیم در گره A _V موجب می شود پتانسیل عمل آسانتر بتواند قسمت بعدی فیبر هدایتی را تحریک کند و بدین ترتیب زمان هدایت از دهلیزها به بطنها کم می شود.

افزایش قدرت انقباض عضله قلب بر اثر تحریک سمپاتیک حداقل تا حدودی به واسطه افزایش نفوذپذیری ب یون کلسیم است، زیرا همانطور ک می دانید یون کلسیم نقش مؤثری در شروع روند انقباض میوفیبریلها دارد. 

 

الکتروکاردیوگرام

 

هنگامیکه ایمپالس از درون قلب می گذرد، جریانهای الکتریکی در بافتهاب پیرامون قلب منتشر می شود و قسمت کوچکی از ان با عبور از تمام بافتها به سطح بدن می رسد. اگر الکتروهایی بر روی پوست مقابل قلب قرار دهیم، می توانیم پتانسیلهای الکتریکی را که به وسیله این جریانها تولید می شود ثبت نمائیم. این ثبت به الکتروکاردیوگرام موسوم است.

با توجه به انتشار ایمپالس در قلب می توان دریافت که هرگونه تغییر در الگوی این انتشار می تواند باعث پتانسیلهای الکتریکی  غیر طبیعی در اطراف قلب شود و در نتیجه شکل امواج الکتروکاردیوگرام را تغییر دهد. لذا با تحلیل شکل موجهای مختلف در اشتقاقهای الکتروکاردیوگرافی می توان تقریباً تمام اختلالات جدی قلب را تشخیص داد.   

 

اختلال در عملکرد دستگاه ریتمیک قلب

آرینمی عبارت است از ریتم غیر طبیعی قلب.  اختالال در ریتم طبیعی قلب ممکن است بصورت یک مکث موقت بوده و یا ضربان قلب بسیار سریع و یا بسیار کند شود.

دو نوع اصلی آریتمی وجود دارد:

 1- برادی کاردی: زمانی که ضربان قلب بسیار آهسته باشد. ( کمتر از 60 ضربه در دقیقه )

2- تاکیکاردی : زمانی که ضربان قلب بسیار سریع است ( بیش از 100 ضربه در دقیقه )

علل ایجاد کننده آریتمی قلب:

برخی از ناراحت کننده ترین اختلالات قلب به علت ریتم غیر طبیعی قلب ایجاد می شود، نه اختلال عضله قلب، مثلاً گاهی دهلیزها ناهماهنگ با بطنها منقبض می شوند در نتیجه دیگر نمی توانند نقش پمپ زمینه را برای بطن ها ایفا کنند. معمولاً یک یا چند اختلال توأم زیر در سیستم ریتمیتیسه و هدایت قلب موجب اریتمیهای قلبی می شود:

1- ریتمیتیسه غیر طبیعی ضربانساز  2- تغییر ضربانساز از گره سینوسی به سایر قسمتهای قلب  3- بلوک در نقاط مختلف هدایت ایمپالس در قلب  4- مسیرهای غیر طبیعی هدایت ایمپالس در قلب   5- تولید خودبخود ایمپالسهای غیر طبیعی در تقریباً هر قسمت از قلب   

سایر عوامل نظیر:  پرکاری غده تیروئید – فعالیت بدنی – استعمال الکل، کافئین، کوکائین و نیکوتین – بیماریهای قلب و عروق – عوارض جانبی عمل جراحی – هیجان و استرس – سابقه خانوادگی – فشار خون – دیابت قندی – سالخوردگی – چاقی و کلترول خون – بیماریهای کرونری قلب – وقفه تنفسی در حین خواب – عوارض جانبی داروها – اختلال در تعادل الکترولیتهای بدن – اختلال در غده فوق کلیه و سایرغدد درون ریز بدن - سابقه حمله قلبی –  

داروهای روان گردان و داروهای تحریک کننده دستگاه عصبی سمپاتیک

 

علایم آریتمی

در صورتیکه آریتمی خفیف باشد، معمولاً فاقد هر گونه علامت است. در بعضی دیگر از انواع آریتمی ممکن است احساس لرزش ( ارتعاش ) در قفسه سینه اجاد کند. در صورتیکه آریتمی شدید بوده یا آنقدر طول بکشد که عملکرد قلب را تحت تأثیر قرار دهد. ممکن است منجر به احساس خستگی یا سبکی سر یا بیحالی شود. حتی می تواند در شرایط شدیدتر منجر به مرگ شخص مبتلا گردد.

سایر علایم مانند: درد در ناحیه قفسه سینه، سرگیجه، تنگی نفس و تپش قلب

 

چگونگی تشخیص:

تشخیص توسط پزشک متخصص و غالباً از طریق نوار قلبی ( الکتروکاردیوگرام )  صورت می گیرد. سایر راههای بررسی عمل شروع آریتمی استفاده از دستگاه ثبت قابل حمل ، تستهای ورزشی و بررسی های الکتروفیزیولوژیک ( تعیین نقشه الکتریکی قلب ) می باشد.

 

راههای درمان

پزشک ممکن است با توجه به نوع آریتمی راههای درمانی زیر را پیشنهاد کند:

1- تغییر شیوه زندگی

2- داروهای ضد انعقاد جهت کاهش میزان خطر لخته شدن خون و سکته قلبی

3- داروهای پیشگیری و کنترل آریتمی و درمان شرایط مربوط به آن مانندد پر فشاری خون، بیماری کرونری قلب و نارسایی قلبی

4- استفاده از یک ضربانساز، که دارای یک باتری جهت کمک به تنظیم ضربان قلب می باشد.

5- دفیبریلاسیون قلبی و دفیبریلاتورهای قلبی کاشتنی ( ICD ها )

6- عمل جراحی

7- انهدام ( تخریب ) بافت قلبی

دفیبریلاسیون: راهی برای تبدیل ضربان قلب غیر طبیعی به ضربان قلب طبیعی از طریق یک شوک الکتریکی است. ممکنست دفیبریلاتور قلبی کاشتنی  ( ICD ها ) ، زیر پوست ناحیه فوقانی قفسه سینه کاشته شود تا شوکهایی را ایجاد نماید و بعنوان ضربان ساز عمل کند. این دستگاه 24 ساعته فعال است و زمانیکه ضربان قلب غیر طبیعی می شود. آن را شناسایی کرده و شوکهایی را به منظور تنظیم ضربان قلبی وارد می کند.

 انهدام بافت قلبی: این روش یک راه اصلاح آریتمی و برگشت قلب به ریتم طبیعی است. این روش از طریق تعبیه یک لوله نازک ( کاتتر ) در سیاهرگ و هدایت آن به عضله قلبی صورت می گیرد. نوک کانتر میزان زیادی انرژی آزاد می کند و نواحی بسیار کوچکی از بافت قلبی را که سبب ایجاد پیام های الکتریکی غیر طبیعی می شوند را تخریب می نماید.  

 

                                                                       ( فتبارک الله احسن الخالقین )

 

 

                                    «  منابع و مأخذ »

 

1- کتاب فیزیولوژی پزشکی گایتون

زیر نظر: دکتر محمد رخشان   ترجمه: دکتر احمد رضا نیاورانی

2 کتاب تفسیر ECG به زبان ساده   نویسنده: لیندا پورترفیلد

مترجم: شهریار محمودی   زیر نظر: حسام الدین اسدی

3- کتاب خواندن فوری الکتروکاردیو گرام   نویسنده: دیل دابین

مترجم: سید رضا موسوی – مهرداد رئوفی    زیر نظر: مسعود اسلامی

4- کتاب بافت شناسی انسانی پایه        تألیف : دکتر محمد صادق رجحان

5- برخی از سایتهای پزشکی       

 

 

                                                 

نمونه سوالات تستی زیست سال دوم تجربی
ادامه نوشته

یک نوع تحقیق به روش اقدام پژوهی

ادامه نوشته

سوالات فرادانشی از کتاب علوم زیستی و بهداشت

                                            « به نام خدا »

 

             « سوالات فرادانشی از کتاب علوم زیستی و بهداشت سال اول دبیرستان »

- سوالات فرادانشی فصل اول ( نگرش علمی و علوم زیستی )

 

1- چرا افراد چاق بیشتر لباسهای تیره یا مشکی می پوشند؟

2- دانش آموزی تعدادی دانه لوبیا در 4 گلدان هم اندازه با خاک یکسان کاشته است. او می خواهد تاثیر نور و دما را بر جوانه زنی و رشد گیاه لوبیا مطاله کند. لذا

 گلدان اول را بمدت 12 ساعت در مقابل نور و دمای 30 درجه

 گلدان دوم را بمدت 6 ساعت در معرض نور و دمای 25 درجه

گلدان سوم را بمدت 12 ساعت در مقابل نور و دمای 15 درجه

گلدان چهارم را بمدت 6 ساعت در معرض نور و دمای 10 درجه

قرار داد و به هر کدام روزی یک لیوان آب می داد.

الف) آیا بنظر شما این یک آزمایش کنترل شده است؟ چرا؟

ب) به نظرشما، نتیجه حاصل از این آزمایش می تواند تاثیر نور و دما را بررشد گیاه لوبیا نشان دهد؟ چرا؟

ج) شما بجای این دانش آموز آزمایش را چگونه طراحی می کنید؟

3- پاستور پس از باطل کردن نظریه خلق الساعه آبگوشتی تهیه کرد وآن رادر ظرف مخصوص که در آن گردن قویی بود، ریخت. این ظرف آبگوشت در یکی از موزه های فرانسه نگهداری می شود. و صاحبان موزه معتقدند که آبگوشت کاملا سالم است و حتی می توان آنرا خورد.

الف) بنظر شما این ادعا می تواند صحت داشته باشد؟برای پاسخ خود دلیل ذکر کنید.

چگونه می توان به سلامت آبگوشت و یا فساد آن بدون دست زدن به آن پی برد؟

4- در متن زیر مراحل روش علمی را مشخص کنید.

 دانشمندی بنام هاپکینز می خواست تاثیر مواد مختلف غذایی را بررشد موجودات زنده مطالعه کند. ام پس از مطالعه پی برد که مواد غذایی کامل شامل هیدراتهای کربن، پروتئینها، لیپیدها و آب است. همچنین پی برد که شیر یک ماده غذایی کامل است. و فرض کرد که شاید شیردارای موادی باشد که در غذاهای دیگر

وجود ندارد. لذا دو گروه موش به تعداد مساوی(10) انتخاب نمود و به گروه اول همه مواد غذایی شامل انواع هیدراتهای کربن، لیپیدها، پروتئینه و آب به مقدار مشخص داد و به گروه دوم همان مواد به همان مقدار ولی بهمراه مقداری شیر داد مدتی پس ازآزمایش مشاهده کرد موشهای گروه اول مردند و موشهای گروه دوم خوب رشد کرده و زنده ماندند. بنابراین نتیجه گرفت که در شیر موادی وجود دارد که برای زنده ماندن ضروری است. ولی جزو مواد آلی نیست. او نام این مواد را ویتامین نام نهاد. و حاصل مشاهدات خود را درمقاله ای چاپ کرد.

5- آیا می توان برای حل مسائل پیچیده ریاضی از روش علمی استفاده کرد؟

6- بعضی ها اعتقاد دارند که رنگ قرمز باعث افزایش فشار خون، عصبانیت، پرخاشگری و بیقراری می شود.

درستی این فرضیه را چگونه امتحان می کنید؟

7- کدامیک از موارد زیردر حوزه علوم زیستی پایه ای یا کاربردی قرار می گیرند؟ (با ذکر دلیل)    

الف) پزشکی که به معالجه بیماران می پردازد.

ب) محققی که بدنبال راهی برای ساختن واکسن ایدز است.

ج) مطالعه چرخه زندگی گیاهان در محیط های مختلف.

د) پیدا کردن راههایی برای افزایش توان هوشی دانش آموزان

 

- سوالات فرادانشی از فصل دوم ( ساختار سلولی )

 

1- این جمله را تفسیر کنید: ( سلول واحد ساختاری بدن موجودات زنده است.

2- رابطه نشاسته به گلوکز مانند رابطه بدن است به ................

الف) سلول                     ب) بافت                   ج) اندام                   د) دستگاه  

3- شناسایی ساختمان دقیق سلول بیش از 200 سال به طول انجامید. بنظر شما علت چیست؟

4- بنظر شما کدامیک از اجزای زیر برای حیات سلول مهمتر است؟ چرا؟ ( غشا، سیتوپلاسم، کروموزم )

5- علت ثابت بودن تعداد کروموزمها در هر گونه جانوری چیست؟

6- اگر غشای سلول فاقد توانایی نفوذ پذیری انتخابی بود، چه اتفاقی می افتاد؟

7- علت اینکه سلولهای گیاهی اشکال منظمی دارند، چیست؟

8- چرا سلولهای جانوری در مقایسه با سلولهای گیاهی اشکال نامنظمی دارند؟

9- چرا به سلولهای حاصل از تقسیم میتوز، سلول های دختر گفته می شود؟

10- اگر گلبرگهای رز قرمز را در آب جوش بیندازیم گلبرگها رنگ خود رااز دست می دهند. ولی رنگ آب قرمز می شود.

- علت این پدیده را توضیح دهید.

11- هر گاه سلول را بعنوان یک فرد در جامعه حساب کنید، بافت یا بافت ها مشابه کدام واحدهای اجتماعی اند؟

12- دانش آموزی قصد دارد یک ماکت از سلول به شکل شهر بسازد. اگر در این شهر شبکه آب و فاضلاب، اداره پست، شهرداری، آب انبار و نیروگاه برق وجود داشته باشد کدام اجزای سلول با قسمتهای مذکور در نوع فعالیت مشابهت دارد؟

13- ساقه و برگ گیاهان علفی در حالت طبیعی دارای طراوت و تردی خاصی است. دلیل آن را چه می دانید؟

- چه هنگام ممکن است برگ ها حالت شادابی خود را از دست دهند؟

 

 

 

سوالات فرادانشی فصل سوم ( ساختار شیمیایی )

 

1- کدامیک از قندهای زیر منشا جانوری دارد؟

الف) فروکتوز                      ب) نشاسته                       ج) لاکتوز                         د) گلوکز

2- آب گریز بودن ویژگی مهم کدامیک از ترکیبات زیر است؟

الف) هیدراتهای کربن                  ب) پروتئینها                     ج) چربیها                        د) ویتامینها

3- کدام یک از اندامهای زیر مهم ترین جایگاه ذخیره گلیکوژن می باشند؟

الف) ماهیچه ها                      ب) روده کوچک                    ج) روده بزرگ                  د) هیچکدام

4- در ساختار کدام ملکول زیستی نیتروژن وجود ندارد؟

الف) آلبومین                    ب) آنزیم                           ج) گلیکوژن                     د) هموگلوبین

5- تنوع کدام یک از ترکیبات زیر بیشتر است؟

الف) پروتئین                  ب) تری گلیسرید                    ج) نوکلئوتید                  د) هیدرات کربن

6- تنوع چربیهای خنثی مربوط به کدام است؟

الف) تعداد ملکولهای گلیسرول                                   ب) تعداد ملکولهای اسید چرب

ج) بودن یا نبودن ملکول گلیسرول                               د) نوع ملکولهای اسید چرب

7- اگر اتصال دو ملکول گلوکز توسط یک اتم اکسیژن انجام گیرد، برای ساختن یک رشته ی سلولزی که با 20 ملکول گلوکز چه تعداد اتم اکیژن در میان پیوندهای ملکول سلولز وجود دارد؟

الف) 19                     ب) 20                        ج) 21                     د) 40

8- هیدروکربن اضافی در هر یک از سلولهای زیر به چه شکلی ذخیره می شود؟

الف) سلول کبدی گاو                                   ب) سلول ریشه چغندر

ج) دانه برنج                                                د) سلول قارچ خوراکی 

9- هر یک از مواد زیر رابا هم مقایسه کرده و حداقل دو شباهت و دو تفاوت میان آنها بنویسید.

الف) سلولز- گلیکوژن                              ب) نشاسته- گلوکز

ج) فروکتوز- ساکارز                               د) گلیکوژن- پروتئین

10- تر کیبات شیمیایی زیر کدامیک پروتئین و کدامیک هیدرات کربن است؟ چرا؟

الف) C2H5O2N                                           ب) C6H12O6

11- در کدامیک نشاسته وجود ندارد؟

الف) سیب زمینی                 ب) نخود                      ج) چغندر                    د) شیر

12- لیپیدها و هیدراتهای کربن رابا هم مقایسه کرده و شباهت ها و تفاوت های میان آنها را بنویسید.

در سیب آنزیمی وجوددارد که باعث می شود وقتی پوست آن کنده می شود، بافت آن قهوه ای می شود. ولی اگر پس ازجداکردن پوست سیب بلافاصله آن را درون آب جوش بیندازیم. قهوه ای نمی شود. علت این امر چیست؟

- بنظر شما اگر از محلول   آب و سرکه بجای آب جوش استفاده کنیم، تغییر رنگ در سیب ایجاد می شود یا نه؟ چرا؟

13-  چرا به افرادی که کارهای فکری زیاد دارند توصیه می شود هیدرات کربن بیشتر مصرف کنند؟

14- سیب زمینی آب پز نسبت به سیب زمینی سرخ کرده انرژی کمتری به ما می دهد. علت این تفاوت در چیست؟

15- چرا هیدراتهای کربن را به این نام می خوانند؟

16- در یک محیط مناسب، 60 عدد اسید چرب و اسی چرب به مقدار کافی وجوددارد. اگر شرایط رابرای تشکیل پیوند میان آنها فراهم کنیم، احتمال تشکیل حداکثر چه تعداد تری گلیسرید وجوددارد؟

الف) 20                        ب) 30                    ج) 60                د) 0

 

17- هر یک از مواد زیر در کدام دسته از مواد آلی قرار می گیرند؟

 الف) کروماتین                                ب) پنبه                                   ج) ماهیچه

18- در محیطی محتوی مقداری گلوکز و آنزیم سوزاننده آن مقداری جزئی سرکه میریزیم و رفته رفته مقدار سرکه را افزایش می دهیم. کدامیک از نمودارهای زیر بیانگر فعالیت آنزیم در غلظتهای مختلف سرکه است؟

 

الف)                                                                                ب)

 

 

 

ج)                                                                                 د)

 

19- چرا حرارت باعث سفت شدن تخم مرغ می شود؟        

 

 

 

سوالات فرادانشی فصل چهارم ( تولید کنندگی )

 

1- نمودار مقابل شدت فتوسنتز رادر گیاه

گوجه فرنگی در غلظتهای متفاوتی از CO2

نشان می دهد.

الف) علت افزایش منحنی در فاز A چیست؟

ب) چرا شدت فتوسنتز با وجود افزایش غلظت CO2

ثابت می ماند و افزایش نمی یابد؟

 

 

2- شدت فتوسنتز را در گیاه چگونه اندازه می گیرند؟

الف) مقدار O2 آزاد شده                                    ب) مقدار نشاسته ساخته شده در برگ

ج) اندازه گیری رشد گیاه در واحد زمان                   د) هیچکدام

3- پهن و نازک بودن برگ چه تاثیری بر فتوسنتز دارد؟

4- بنظر شما پراکندگی روزنه ها در برگهایی که تقریبا موازی با ساقه اند مانند ذرت مشابه پراکندگی روزنه در برگهای افقی مانند سیب است؟ چرا؟

5- علت تغییر رنگ برگ ها در پائیز بخاطر چیست؟

A) تغییر رنگ کلروفیل از سبز به زرد و نارنجی         B) تخریب کلروفیل              C ) ساخته شدن رنگهای زرد و نارنجی

D) ظاهر شدن رنگدانه های زرد و نارنجی برگ             E) از بین رفتن همه رنگدانه های برگ

الف) A, D                     ب) B, D                      ج)  A, D, E                   د) A, C, D

6- پیازی که می خوریم در واقع برگ های آن است. چرا این برگها سبز نیستند؟

7- چرا برگ گیاهان بیابانی دارای کوتیکول ضخیم است؟

8- برگ یک گیاه بیابنی را با برگ یک گیاه که در مناطق شمال ایران رشد می کند را با هم مقایسه کنید. و چند تفاوت میان آنها بنویسید.

9- آزمایشی طرح کنید که بدون استفاده از میکروسکوب نشان دهد سطح زیرین برگهای یک گیاه نسبت به سطح بالایی آن روزنه بیشتری دارد.

10- سه نوع گیاه متفاوت در شرایط محیطی یکسانی پرورش داده می شوند. یکی برگهای سبز، دیگری برگهای قرمز و سبز و سومی برگهای سفید و سبز دارد.

- آیا رشد هر سه گیاه یکسان است؟ چرا؟

- گیاهان را برحسب میزان رشد بیشتر مرتب کنید.

- سرعت رشد در گیاه دوم و سوم چگونه است؟

11- چرا معمولا برای بررسی و اندازه گیری اثر عوامل محیطی برروی فتوسنتز معمولا از گیاه آبزی برای این کار استفاده میشود؟ دلیل این امر را توضیح دهید.

12- کدامیک از این موجودات تولید کننده و کدامیک مصرف کنده است؟

الف) زنبور عسل                               ب) گوسفند                

ج) درخت بید                                د) قارچ خوراکی                      ه) جلبک سبز

و) ماهی                                       ز) فیتوپلانکتون

 

13- کشاورزی در سال قبل از زمین کشاورزی خود، محصول گندم خوبی برداشت کرده بود. ولی امسال که مجددا اقدام به کشت گندم کرده بود. ساقه های گندم در مقایسه با سال قبل کوچکتر و شکننده تر شده و بسیار کمتررشد کرده بودند. لذا امسال محصول گندم بشدت افت خواهد کرد.

- اگر آفت، کشتزار این کشاورز را آلوده نکرده باشد، بنظر شما علت این کاهش شدید محصول چیست؟

14- چرا کشاورزان هر چند وقت بار در زمین خود نخود یا شبدر می کارند؟

15- مقدار قند موجود در گیاه در ساعت 12 ظهر بیشتر است یا در ساعت 8 بعد از ظهر؟ چرا؟

16- مقدار قند موجود در گیاه در چه ساعتی به پائینترین میزان خود می رسد؟ (10  شب – 4 نیمه شب ) علت را توضیح دهید.

17- چرا شدت فتوسنتز در دماهای پائین ( مثلا 5 درجه ) بسیار کم است؟

18- چرا گاهی اوقات کشاورزان یکسال زمین خود را بدون کشت رها می کنند؟ فایده این کار چیست؟

19- کشاورزان برای جبران کمبود نیترات در زمینهای خود چه راه هایی در پیش دارند؟ و چه اقداماتی می توانند انجام دهند؟

20- سلولهای لایه اپیدرم برگ کدامند؟

الف) نگهبان روزنه           ب) سلول های روپوستی             ج) کوتیکول            د) همه موارد                ه) الف و ب

21- در گیاه زیتون، روغن زیتون چگونه و با استفاده از چه موادی  ساخته می شود؟

 

 

 

سوالات فرادانشی از فصل پنجم ( تغذیه )

 

1- آمیلوپلاست چیست؟

الف) جایگاهی که در آن نشاسته ساخته میشود                             ب) دانه های نشاسته را آمیلوپلاست می گویند

ج)  اندامکی که نشاسته در آن ذخیره می شود                               د) محلی که در آن نشاسته تجزیه می شود.

2- والدین و کودکی که به نرمی استخوان مبتلا بود به پزشک مراجعه کردند. و پزشک علاوه بر تجویز دارو به آنها توصیه کرد کودک را مدتی در روز در مقابل تابش مستقیم نور خورشید قرار دهند. علت این توصیه چیست؟

3- والدین کودک یک ساله ای که مشکل ایستادن داشت نزد پزشک مراجعه کردند. پزشک ابتدا از محل زندگی آنها و شرایط آن سوال کرد. آنها در آپارتمان زندگی می کردند که چون هیچوقت پرده های آنها کنار نمی رفت لذا نور به منزل آنها نمی تابید. پزشک علاوه بر اطمینان از تغذیه کودک با شیر مادر قطره ویتامینD  هم برای آن نوشت و به پدر و مادر این کودک توصیه کرد که حتما ساعاتی را در روز کودک خود را به بیرون ببرند و تا جای ممکن برایش لباس تابستانی بپوشند.

- چرا پزشک از محل ندگی و شراط آن سوال کرد؟

- اهمیت تغذیه با شیر مادر دراین کودک چیست؟

- قطره ویتامین D به چه منظور برای کودک تجویز شد؟

- پوشیدن لباس تابستانی و بردن کودک به بیرون از منزل به چه منظور توصیه شد؟     

4- آیا این جمله درست است: بدن به اسید های آمینه غیر اساسی برای ساختن پروتئین نیاز ندارد. توضیح دهید.

5- چرا پزشکان به بیماران خود پس از اعمال جراحی و یا بخیه کردن زخمها توصیه می کنند حتما در روز از میوه هایی چون پرتقال، سیب، لیمو شیرین، گوجه فرنگی و ..... استفاده کنند؟

6- کدامیک از مواد زیر برای منظم کردن کار روده ها مناسب تر است؟

الف) شیر و تخم مرغ                     ب) سبزی و میوه                   ج) انواع نان                     د) انواع گوشت

7- بنظر شما علت بیماری دختر 14 ساله ای که در اثر دویدن مختصر و یا بالا رفتن از پله سریعا خسته می شود. و رنگ پریده ای دارد چیست؟

- شما مرف چه نوع مواد غذایی را به او توصیه می کنید؟

8- چرا برای رشد و ترمیم بدن تخم مرغ بهتر از نان است؟

9- مسافرانی که غذاهای یک رستوران بین راهی را خورده بودند پس از مدتی دچار سردرد و تهوع شدند.

- بنظر شما چه نوع افزودنی غذایی باعث ایجاد سردرد و تهوع می شود؟

10- خانمی  که چاق بود و اضافه وزن زیادی داشت تصمیم گرفت بجای استفاده از قند و شکر در غذا از سیکلامات استفاده کند. ولی پس از یک سال متوجه توموری زیر پوست بازویش شد. بنظر شما پیدایش تومور در این خانم با نوع رژیم غذایی او ارتباط دارد؟ یا به چاقی و اضافه وزن او و یا به عوامل ارثی  مربوط است؟

- هر یک از احتمال ها را بررسی کنید.

- شما کدام احتمال را بیشتر از سایرین در پیدایش سرطان دخیل می دانید؟

11- با اینکه پروتئین لوبیا زیاد است ولی از نظر پروتئنی ارزش زیادی ندارد. علت چیست؟

12- بعضی افراد هستند که فقط گیاه خوارند. و از خوردن غذاها و فراورده های حیوانی امتناع می کنند.

- چرا معمولا این افراد دچار سوئ تغذیه نمی شوند؟

- رژیم غذایی این افراد چگونه باید باشد تا دچار کمبود پروتئین نشوند؟

- ویتامینهایی مانند ویتامین D بیشتر در منابع حیوانی وجود دارند. برای حل این مشکل چه توصیه ای دارید؟

- کلسترول در غذاهای گیاهی وجود ندارد، تامین این ماده چگونه صورت می گیرد؟

- بیماریهایی که این افراد کمتر به آن دجار می شوند چیست؟

13- عواملی که باعث از بین رفتن و کاهش ویتامین C در مواد غذایی می شوند را نام ببرید.

 

14- چرا افزایش مصرف ویتامین A در بدن خطرناکتر از افزایش ویتامین B است؟

15- چرا کمبود ترشح تیروکسین در بدن باعث چاقی و کم تحرکی می شود؟

16- ویتامین A از لحاظ ساختمانی با کدامیک شباهت  بیشتری دارد؟

الف) ویتامین D                    ب) ویتامین C                      ج) آهن                             د) کاروتن

17- بعضی از افرادی که بیماری فشار خون دارند، اصلا نمک مصرف نمی کنند.

- آیا می توان نمک را از رژیم غذایی خود حذف نمود؟ در این صورت آیا بدن دچار عوارض ناشی از کمبود سدیم نمی شود؟

 18- ویتامین D از لحاظ ساختمان شیمیایی به کدام ترکیب شبیه تر است؟

الف) ویتامین A                ب) کلسترول                  ج) کلسیم                       د) ب و ج

19- مریم در آبادان و دختر خاله اش در تبریز زندگی می کند. بنظر شما کدامیک از این دو نفر باید نمک بیشتری به غذای خود بزنند؟ چرا؟

      

 

 

سوالات فرادانشی قصل ششم ( تولید مثل و وراثت )

 

 

1- پسری گروه خونی A مثبت دارد. ولی از پدر خود نمی تواند خون دریافت کند. گروه خونی در کدام است؟

الف) A منفی                      ب) AB  مثبت                      ج) O منفی                     د) O مثبت

2- بترتیب کدام گروه خونی آنتی ژن بیشتر و کدامیک آنتی کور بیشتری دارد؟

الف)B مثبت و O مثبت         ب) AB منفی و O مثبت           ج)AB مثبت و O منفی          د) O منفی و AB مثبت  

3- بیشترین آنتی ژن و کمترین آنتی کور مربوط به کدام گروه خونی است؟

الف) O مثبت                 ب) O منفی                       ج) AB مثبت                    د) AB  منفی    

4- چرا علاوه بر تقسیم میتوز انجام تقسیم میوز هم در بدن لازمست؟

5-  اگر ملکول DNA   را به نردبان تشبیه کنیم. پله ها و ستون نردبان را چه موادی تشکیل می دهند؟

6- چه ارتباطی بین کروموزم، کروماتین و DNA وجود دارد؟

7- تفاوتها و شباهتهای میان کروموزم و کروماتین را بنویسید.

8-  تفاوت سلول جنسی نر و ماده چیست؟

9- شباهت سلول جنسی نر و ماده را بنویسید.

10- اگر یکی از سلول های تخمدان سگی با 78 کروموزم تقسیم میوز انجام دهد، بترتیب چند سلول جنسی با چه تعداد کروموزم حاصل می شود؟

الف) 1 – 39                       ب) 4- 39                      ج) 1 – 78                         د) 4 - 78  

11- چرا به سلولهای حاصل از تقسیم میوز، سلول دختر گفته نمی شود؟

12-  اگر خون دختری فقط با آنتی کور D ( ضد D ) لخته دهد.

-   گروه خونی او چیست؟

- در سرم خون او چه آنتی کوری وجود دارد؟

- در صورتیکه پدرش A مثبت و مادرش O منفی باشد، کدامیک در صورت نیاز می تواند به او خون بدهند؟

- این دختر به کدامیک از والدین خود می تواند خون بدهد؟

13- اگر قطعه ای از ملکول DNA دارای 200 نوکلئوتید باشد و 60 نوکلئوتید آن باز آلی A باشد تعداد باز آلی G در آن چقدر است؟

الف) 60                           ب) 80                         ج) 40                        د) 30

14- نوزادی که با عارضه کرتینیسم متولد می شود، دچار عقب ماندگی ذهنی و جسمی می شود.

- بنظر شما بیماری این وزاد وراثتی است؟ یا حاصل تاثیر محیط؟ چرا؟

15- کدامیک از صفات زیر تحت تاثیر محیط و کدام یک تحت تاثیر وراثت است؟

الف) رنگ چشم بهاره سبز است؟

ب) قد رضا که بستکبالیست است 10 سانت بیشتر از برادرش که فوتبالیست است می باشد؟

ج) در شهر ما درخت خرما میوه نمی دهد.

د) پدر رضا در اثر تصادف پایش لنگ شده است.

ه) مادری که در دوران حاملگی سرخجه گرفته بود صاحب فرزندی کر شد.

و) جوانی که در اثر ابتلا به بیماری فلج اطفال اکنون با عصا راه می رود.

ز) رنگ گل گیاه ادریسی در خاکهای اسیدی صورتی می شود.

16- چرا تقسیم میوز برای تولید مثل جنسی لازم است؟

- اگر تقسیم میوز وجود نداشت، تعداد کروموزم ها در هر بار تشکیل سلول تخم چه تغییری می کرد؟ 

سوالات فرادانشی از فصل هفتم ( بوم شناسی )

 

1- شبکه غذایی زیر را در نظر بگبرید که در حال تعادل قرار دارد.                                          موش

اگر به یکباره تمام خرگوشها را از محیط حذف کنیم،                           جغد                                                    گیاه  

 اولین تغییری که مشاهده می شود، کدام است؟                                                               خرگوش

 

الف) جمعیت جغد ها رو به کاهش می گذارد                                     ب) جمعیت گیاهان رو به افزایش می گذارد

ج) جمعیت موش ها رو به کاهش می گذارد                                      د) جمعیت موش ها رو به افزایش می گذارد

2- سه زنجیره غذایی بکشید که در آن خرگوش حلقه مشترک باشد.

3- در یک شبکه غذایی وجود تولید کننده ها اهمیت بیشتری دارد یا مصرف کننده ها؟ چرا؟

4- یک زنجیره غذایی شامل تولد کننده، مصرف کننده و تولید کننده است.

- اگر تولید کنندگان از بین بروند، چه اتفاقی می افتد؟

- اگر مصرف کنندگان از بین بروند، چه اتفاقی می افتد؟

- اگر تجزیه کنندگان از بین بروند، چه اتفاقی می افتد؟

5-  مهمترین عامل غیرزنده اکوسیستم کدام است؟ ( آب، نور، خاک ) چرا؟

6- چرا خورشید را نمی توان اولین حلقه زنجیره غذایی به حساب آورد؟ ( دو دلیل )

7- این جمله را تفسیر کنید: جانوران بطور مستقیم یا غیر مستقیم به گیاهان وابسته اند.

8- در تهیه یک صبحانه با مواد غذایی زیر چند زنجیره غذایی شرکت دارند؟ این زنجیره ها را نام ببرید.

الف) نان                 ب) مربای هویج                  ج) کره                  د) عسل                     ه) چای

9-  در یک برکه طبیعی: حلزون ها از جلبکه و گیاهان آبزی تغذیه می کنند، سوسک های آبزی دافنی ها و نوزادان سنجاقکهای کوچک را شکار می کنند. نوزاد سنجاقکها از جلبک ها تغذیه می کند. دافنی ها جلبک ها را می خورند

الف) از مجموعه این اطلاعات، یک شبکه غذایی درست کنید.

ب) تولید کنندگان این شبکه غذایی را مشخص کنید.

ج) یک هرم از موجودات این برکه رسم کنید و در آن، هر سطح تغذیه ای را نشان دهید.

 10- برای هر یک از روشهای زیر دلایل علمی ذکر کنید.

الف) حتی غذایی که در یخچال هم باشد سرانجام فاسد می شود.

ب) غذای منجمد شده ای که از فریزر آورده ایم، باید فورا مصرف کنیم.

ج) اگر شیر پاستوریزه در یخچال نباشد، فورا فاسد می شود.

د) بیسکوئیت را می توان بدون نگه داری در یخچال تا مدتها نگه داری کرد.

11- چرا شیری که به روش پاستوریزه کردن تهیه شده را نمی توان بیشتر از چند روز نگه داری نمود؟

12- چند سال قبل در یکی از رودخانه های شمال ایران تعداد زیادی ماهی تلف شدند. دو فرضیه در مورد علت مرگ ماهی ها بیان کنید.

13- اگر تعداد پرندگان یک جنگل 180 در هر کیلومتر مربع باشد و مساحت جنگل 600 کیلومتر مربع باشد، تعداد کل پرندگان چقدر است؟

14- چرا ورود مواد زیر به آب خطرناک است؟

الف) نیترات                        ب) سموم دفع آفات                        ج) جیوه

15- تعداد قورباغه های یک برکه 80 عدد و تعداد نوزادان قورباغه 120 عدد است. اگر تراکم قورباغه ها در هر متر مکعب 20 عدد باشد، مساحت این برکه چقدر است؟

 

 

16- بنظر شما چگونه می توان جلوی بحران انرژی که باپایان یافتن نفت به وجود می آید را گرفت. ( دو راه حل بنویسید )  

17- هر یک از جانداران زیر چه سازشی با محیط خود پیدا کرده اند؟

الف) گیاهی که در بیابان نمی خواهد آب زیادی از دست دهد.

ب) خرس قطبی که در سرمای بسیار زیاد قطب زندگی می کند.

ج) گلی که که می خواهد پروانه ها و زنبور های عسل را برای گرده افشانی به طرف خود جذب کند.

د) کرم انگل که در روده انسان بسر می برد.

17- چرا هر گونه جانوری یا گیاهی نمی تواند در زیستگاههای مختلف زندگی کند؟

18- جانوران مناطق سرد قطبی چه نوع سازشهایی برای زیستن در این چنین زیستگاههایی پیدا کرده اند؟

19- انسان نیز می تواند باعث ایجاد توالی در محیط زیست شود، مثالی در این باره بنویسید و اثرات سوئ آن را بر جانوران، گیاهان و محیط زیست بنویسید.

20- با تخریب یک اکوسیستم طبیعی مانند جنگل توسط انسان، چه اثرات سوئ و زیانباری بر محیط زیست تحمیل می شود؟

21- چنانچه فرایند شوره سازی در طبیعت متوقف شود، چه اتفاقی می افتد؟

22- پژوهشگران بوم شناس گمان برده اند که بخشی از یک اکوسیستم جنگلی با آلومینیوم آلوده شده است. انتظار می رود بالاترین غلظت این ماده در این بخش از اکوسیستم در کدام جانداران یافت شود؟

الف) پلانکتون ها          ب) حشرات آب زی            ج) باکتری های گوگردی             د) گیاهان آب زی

23- نقش آنزیم های موجود در سلول های جانداران، در پوسیدگی چیست؟

24- عوامل محدود کننده اکوسیستم ها کدامند/

25- چرا معمولا غذاهای گیاهی ارزان تر از غذاهای جانوری اند؟

26- مقدار CO2  موجود در هوا در آخر شهریور بیشتر است یا اواخر اسفند؟ چرا؟

27- گیاهان خودرو در اوایل بهار به سرعت رشد می کنند. علت این امر چیست؟

A- گرم شدن هوا             B- افزایش CO2 هوا                 C- افزایش مواد غذایی                D- افزایش رطوبت

E- تولید غذا برای پرندگان                    

الف) A,B, D                     ب) A, D                      ج) A, C, D, E                      د) همه موارد

 

 

 

 

سوالات فرادانشی از فصل هشتم ( میکروبها، بیماری و سلامتی )

 

1- وجود کدامیک در میان ویروسها الزامی نیست؟

الف) کپسید                         ب) اسید نوکلئیک                     ج) پروتئین                     د) پوشش

2- چرا ویروسی که در گوجه فرنگی ایجاد بیماری می کند، در ما ایجاد بیماری نمی کند؟

3- فواید استفاده از ویروس ها بجای سموم شیمیایی دفع آفات در مزارع را نام ببرید.

4- بنظر شما هر یک از باکتری های تثبیت کننده نیتروژن، شوره گذار و شوره زدا جزو کدام دسته از باکتری ها از لحاظ نوع تغذیه به شمار می آیند؟

5- چرا برای بعضی از بیماریهای واگیر باید واکسن یادآور بزنیم؟

6- چرا با تزریق واکسن از ابتلا به بیماری مصون می مانیم؟

7- هر یک از این میکروبها جزو کدام دسته از باکتری ها از لحاظ نوع تغذیه است؟

الف) باکتری که باعث فاسد شدن شیر می شود:

ب) باکتری مولد تب مالت

ج) باکتری که فاضلابها را تجزیه می کند؟

د) باکتری بی هوازی که لاشه حیوانات را تجزیه می کند

8- با ذکر مثال و ترجیحا رسم شکل نشان دهید که عمل لنفوسیت ها اختصاصی است؟

9- بعضی از داروهای ساخته شده برروی باکتری ها ممکن است برروی سلول های بدن ما نیز تاثیر بگذارد. در زیر اثر بعضی داروها را برروی سلول نشان می دهد. کدام دارو برسلول های بدن ما نیز تاثیر سوئ دارد؟

الف) دارویی که سبب تخریب دیواره سلولی می شود

ب) دارویی که پروتئین سازی را متوقف می کند.

ج) دارویی که پروتئین های سطحی را بلوکه می کند

آزمایشهای زیست شناسی سوم تجربی         

            « آزمایشات پیشنهادی برای درس زیست شناسی و آزمایشگاه 2 »

 ( آزمایشهای زیر رااز کتابها و جزوات آزمایشگاهی همچنین از وبلاگ آزمایشگاه زیست شناسی تبریز جمع آوری نموده ام )  

 عنوان آزمایش: یافتن چشم غالب

هدف: آشنایی دانش آموزان با چشم غالب و نیمکره غالب ( مربوط به بینایی ) در مغز

( مربوط به فصل سوم کتاب درسی: حواس )

شرح آزمایش:

مدادی را درفاصله طول بازو در مسیر جسم دوری قرار می دهیم. طوریکه تصویر مداد مقابل تصویر جسم قرار بگیرد.

سپس یکی از چشم ها را می بندیم و باز می کنیم.

اگر تصویر جسم ثابت ماند، چشمی که باز است غالب است.

ولی اگر تصویر جسم تغییر پیدا کرد، چشمی که بسته است. غالب می باشد. 


 

عنوان آزمایش: کشت مخمر و مشاهده آن زیر میکروسکوپ

( مربوط به فصل هفتم، مبحث مربوط به تولید مثل غیر جنسی )

هدف: آشنایی دانش آموزان با ( جوانه زنی ) که نوعی تولید مثل غیر جنسی است.

وسایل مورد نیاز:

1- مخمر یا خمیر ترش

2- قطره چکان

3- لام و لامل

4- بشر یا ارلن

5- آب – شکر – آرد

6- میکروسکوپ

شرح آزمایش:

یک بسته پودر مخمر رااز قنادی خریداری نمایید. یا مقداری خمیر ترش از نانوایی بگیرید.

یک قاشق غذاخوری پودر مخمر داخل یک بشرریخته و مقداری شکر و آب اضافه کنید و هم بزنید. 

سپس در آن را بسته و در ئمای 17 تا 25 درجه سانتیگراد قرار دهید.

پس از مدتی تعدادی حباب روی آن ایجاد می شود. که بعلت تولید دی اکسید کربن توسط مخمرهاست. حال به آن دو تا سه قاشق آرد گندم اضافه کنید. تا محلول غلیظ شود. در آن را ببندید و روی آن را بپوشانید. و در جای گرم ( 17 تا 25 درجه ) قرار دهید. پس از حدود یکساعت روی آن را باز کنید.

- آیا خمیر پف کرده است؟ چرا؟

- بنظر شما علت اینکه به آن خمیر ترش گفته می شود چیست؟

 مقداری از مخمر را روی لام برروی یک قطره آب قرار دهید.لامل راروی آن گذاشته و به مشاهده آن در زیر میکروسکوپ بپردازید.

مشاهدات خودرارسم نمایید. و آن رابا نمونه قبلی مقایسه کنید.


 

عنوان: مطالعه گیاه خزه

( مربوط به فصل نهم کتاب درسی، تولید مثل در گیاهان )

هدف: آشنایی با ساختار گیاه خزه 

وسایل و مواد مورد نیاز:

1- گیاه خزه

2- میکروسکوپ

3- لام

4- ظرف پتری

5- پنس

6- سنجاق

شرح آزمایش:

مقداری خزه را همراه با خاک پای آن برداشته و در داخل پتری قرار می دهیم. ( اینکار باید با احتیاط انجام شود تا به خزه آسیبی وارد نشود.)

در شرایط آزمایشگاهی ودرمعرض تابش نور در مدت یک هفته خزه ها در راس خود تشکیل اسپوروگن داده و کپسول آن به راحتی و با چشم غیر مسلح قابل رویت است. در زیر میکروسکوپ با درشتنمایی 40 ساختمان اسپروگن را می توان مشاهده کرد.

اکنون با نوک یک پنس تمیز، یک کپسول را از پتری برداشته و و در داخل قطره آبی که روی لام گذاشته شده است، قرار دهید.

با نوک سنجاق کپسول را باز کرده و هاگها را درون آن مشاهده کنید.

 

- پس از مشاهده، تصویری ازآنچه دیده اید رسم کرده و نام گذاری کنید.

 


 

عنوان آزمایش: مشاهده ساختمان سرخس

( مربوط به فصل نهم کتاب درسی، تولید مثل در گیاهان )

هدف: آشنایی با ساختمان گیاه سرخس

مواد و وسایل مورد نیاز:

1- گیاه سرخس

2- سوزن

3- آب

4- قطره چکان

5-  میکروسکوب

6- لام و لامل

شرح آزمایش:

با یک ذره بین سطح برگ یا برگهایی که در اختیار دارید، بررسی کنید. و اگر در پشت برگ بعضی از آنها لکه های قهوه ای یا نارنجی یا سفید می بینید آنها را بدقت بررسی کنید.

- بنظر شما این لکه ها چه هستند؟

برروی لام تمیزی با قطره چکان یک قطره آب بگذارید. یکی از هاگینه هارا بانوک سوزن از پشت برگ جدا کرده و روی قطره آب بگذارید. و با نوک سوزن کمی به آن فشار دهید تا غشای روی هاگینه پاره شود. لامل را برروی آن بگذارید. و درزیر میکروسکوپ بادرشتنمایی های مختلف بررسی کنید.

در زیر میکروسکوب باید هاگدانهای سالم، هاگدانهای پاره شده و هاگها راببینید.

در مرحله بعدی گلدن سرخسی تهیه کنید. سپس آن راوارونه کرده و با زدن چند ضربه به بدنه گلدان، گیاه رااز خاک خارج کنید.

- ریزوم سرخس را بدقت بررسی کرده و مشخصات آن رایادداشت کنید.

و در آخر می توانید از نمونه آماده ( میکروسکوپی) هاگدان سرخس استفاده کرده و آن رادرزیر میکروسکوپ با درشتنمایی های مختلف بررسی کنید.

- ساختمان یکی از هاگدانها رارسم کنید. و برروی شکل قسمتهای مختلف آن رانامگذاری کنید.


 

عنوان آزمایش: تشریح ساختار دانه

( مربوط به فصل نهم کتاب درسی، مبحث: تولید مثل جنسی گیاهان دانه دار )

هدف: آشنایی با ساختار خارجی و داخلی گیاهان تک لپه و دو لپه

مواد و وسایل مورد نیاز:

1- دانه لوبیا ( دو لپه فاقد آندوسپرم ) و دانه ذرت (تک لپه ای واجد آندوسپرم)

2- بشر نیم لیتری

3- حوله کاغذی

4- ذره بین دسته دار

5- آب مقطر

6- یخچال

7- چاقوی تشریح

شرح آزمایش:

دانه هاراجداگانه در بشر بمدت یک یا دوروز بخیسانید. بشر حاوی دانه هارا بمنظور جلوگیری از آلودگی توسط باکتری ها در یخچال نگه داری کنید.

سپس یک دانه لوبیای خیس خورده را از آب خارج کنید. و روی حوله کاغذی قرار دهید تا خشک شود. سپس با دقت به بررسی اجزای آن بپردازید.

سعس کنید بخشهای زیررا در آن پیدا کنید.

1) پوسته دانه: محافظ رویان ( گیاهک) از حشرات، بیماری ها و آسیب های مکانیکی

2) ناف: یک زخم یااثر بیضی شکل در کنارمقعر دانه، این نقطه اتصال پایه رامشخص می کند. که دانه را به تخمدان وصل می کند.

3) پل: برجتگی کوچک واقع درانتهای ناف که از بقایای پایه می باشد.

4) سفت: اثر کروی شکل واقع در انتهای دیگر ناف که منفذ عبور لوله گرده قبل از لقاح به درون تخمک می باشد.

اکنون پوسته دانه رابردارید و دانه راباز کنید. و به بررسی قسمتهای مختلف رویان بپردازید.

باید این بخشها را تشخیص دهید.

1) لپه ها: که همان برگهای ذخیره ای تغییر شکل یافته هستند. ودر دانه لوبیا بسیار بزرگ می باشند.

2) محوررویانی: این محور متصل به یکی از لپه هاست و توسط دو برگ کوچکش به آسانی قابل تشخیص است. اینها درمجاور گره لپه ای به محور برگ شاخه یا محور روی لپه متصل می شوند. محور روی لپه و برگها باهم تشکیل جوانه را می دهند.

پس:گیاه لوبیا دارای دو لپه و محور رویان است. و محوررویان شامل: ژمول، ساقه چه و ریشه چه است.

 ژمول در راس محور قرار دارد و شامل مریستم انتهایی و چند برگ رویانی است. درزیر ژمول ساقه چه قرار دارد. انتهای باریک شده قاعده رویان ریشه چه نام دارد.

برای مشاهده دقیق تر بخشهای مختلف رویان بهتر است از ذره بین استفاده شود.

یک دانه خیس خورده ذرت رااز آب خارج کنید و روی حوله کاغذی قرار دهید. تا آب اضافی آن گرفته شود. سپس به بررسی آن میپردازیم.

پوسته دانه را برداشته و به کمک چاقوی تشریح آن رااز درازا( طول ) به دو نیم کنید.رویان گیاه ذرت شامل لپه، ریشه چه ساقه چه و ژمول است. که توسط بخشی بنام آندوسپرم احاطه شده است.

در برشی که از دانه ایجاد کرده اید. این اجزا قابل مشاهده است.

 1- سپر: بخش سفید دانه

  2- آندوسپرم: بخش زرد دانه

3- غلاف دانه: غلاف لوله ای شکل، که در طی رویش دانه، جوانه را حفاظت می کند.

4- جوانه: بخش در حال رشد انتهایی محور رویانی

5- ریشه چه: بخشی که در انتهای محور ریشه قرار دارد.

6- غلاف ریشه چه: غلاف لوله ای شکل که حفاظت ریشه چه را برعهده دارد.

7- مزوکوتیل: بخشی از محوررویانی که بین ریشه چه و جوانه قرار دارد.

 

- پس از اتمام کار تصویری از دانه لوبیا و ذرت کشیده و در آن اجزای دانه را نشان دهید.

 


 

عنوان آزمایش: کشت بافت

( مربوط به فصل نهم کتاب درسی، مبحث 4: تولید مثل غیر جنسی گیاهان)

هدف از آزمایش: آشنایی با تکثیر گیاهان از قسمتهای کوچک بافت گیاه مادر

وسایل و مواد مورد نیاز:

1- سیب زمینی                                                     7- پنس

2- دو عدد بطری حاوی محیط کشت                          8- اسکالپل        

3- آب مقطر استریل                                              9- ماژیک

4- محلول ضدعفونی کننده ( 10 0/0)                      10- کاشی بدون لعاب

5- سه عدد بشر (100 سانتیمتر مکعب )

6- چراغ گازی

شرح آزمایش:

 

جوانه های سیب زمینی راجدا کرده سپس نوک هریک از آنها راببرید. ( حد اقل 4 عدد) طول این قطعات نباید از 3 میلی متر بیشتر باشد. این قطعات را در بشر حاوی مواد ضدعفونی کننده بیندازید و  بگذارید بمدت 10 دقیقه در آن بماند.

- علت ضد عفونی کردن این قطعات در محلول ضدعفونی کننده چیست؟

یک پنس را مقابل شعله چراغ گاز بگیرید تا ضد عفونی شود. و اجازه دهید تا سرد شود.

دو بشر را تا نیمه از آب مقطر استریل پر کنید. سپس قطعات را یکی یکی از محلول ضد عفونی کننده خارج کنید و در یکی از بشرها بیندازید. و بگذارید یک دقیقه در آن بماند.

مجددا پنس راباشعله چراغ ضدعفونی کنید و پس از سرد شدن، قطعات را ازبشر اول به بشر دوم منتقل کنید. و یک دقیقه صبر کنید دوباره پنس را برای انجام مراحل بعدی ضدعفونی کنید.

در پوش بطری های حاوی محیط کشت را بردارید و دهانه آن را به مدت 2 تا 3 ثانیه، مقابل شعله چراغ گازی بگیرید. سپس به کمک پنس، به درون هر یک از بطریها دو قطعه آماده شده بیندازید.

و با اتیکت روی هر دو بطری مشخصات لازم را بنویسید. و بچسبانید.

بطری ها رابه مدت دو هفته درمعرض نور و در محیط گرم قرار دهید.

- چرا بطریها را در معرض نور قرار می دهند؟

- بنظر شما چه نوع سلولی بافت قطعات مورد آزمایش را تشکیل می دهند؟         

 

بعد از دو هفته بطریها را بررسی کنید و به این سوالات پاسخ دهید.

- وضع ظاهری قطعات بافت را توصیف کنید. آیا دارای برگ و ریشه شده اند؟

 

- گیاهان خانگی که در گل فروشیها فروخته می شوند، غالبا به روش کشت بافت تهیه می شوند.

آیا می توانید دلیلی برای این کار ذکر کنید؟


 

عنوان: بررسی شکل اسپرم جانوران

( مربوط به فصل 11: مبحث دستگاه تولید مثلی مرد )

هدف از آزمایش: مشاهده اسپرم جانوران مختلف

مواد و وسایل مورد نیاز:

1- اسپرم تازه گاو ( از اداره دامپزشکی محل یک یا دو ساعت قبل از آزمایش )

2- سرم فیزیولوژی

3- لام

4- میکروسکوپ

 

شرح آزمایش:

مقداری از مایع محتوی اسپرم را روی لام قرار داده، یکی دو قطره سرم فیزیولوژیک روی نمونه می ریزیم.

( کندانسور میکروسکوپ باید کاملا پایین باشد )

شکل و ابعاد اسپرم و چگونگی حرکت آن را مشاهده کنید.

- مشاهدات خود را در دفتر آزمایش بنویسید

- شکلی از اسپرم هایی که مشاهده کرده اید. رسم کنید.